مجتمع قرآنی شهید رحمانی

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size

محرم

شعر روز تاسوعا

 

 

 

 

نام سقا ديده‌ها را خوب گريان مي‌کند

ديده پُر اشک را سقا چراغان مي‌کند


او بُوَد باب الحسن ذخر الحسين عبدالحسين

عالمي را بر در ارباب مهمان مي‌کند


هرکه مي‌گويد حسين آغوش بگشايد بر او

بر دل سينه‌زنان لطف فراوان مي‌کند


دست داده تا بگيرد دسته هر افتاده را

اين ابالفضل است بر ما لطف و احسان مي‌کند


خلق مي‌دانند در بهداري قرب حسين

دردها را بيشتر عباس درمان مي‌کند


مادرش ام‌البنين هم ضامن عشاق اوست

در قيامت شيعيان را شاد و خندان مي‌کند


دست او بر دست زهرا روز محشر ديدني است

دست او مشکل‌گشايي از محبان مي‌کند


پيش او از معجر زينب سخن گفتن خطاست

اين سخن عباس را زار و پريشان مي‌کند


سي شب ماه محرم بايد از عباس گفت

گفتن از او لطف مهدي را نمايان مي‌کند