یابن الحسن روحی فداک متی ترانا و نراک

چگونه ترا بسرایم ای تک سوار جاده های سبز.
تو مرکز ثقل حضوری، صدای پای رهایی خنجر آب دیده عدالت،
جلوه سحری، آبروی انسانی. دریا در تو وضو می گیرد و آسمان
بر پهنه سینه تو به نماز می ایستد ، جهان با وجود تو بر مدار
عشق می چرخد و تو برمدار خود، تو در کجای جهانی که
خورشید به نام تو سلام می کند ای گوشواره عرش الهی؛
آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین بر دوش می کشیم
و بر ترنم آوای ظهور سرخوشیم . هر صبح و مَساء یاد طلوع
تو را درسینه می پرورانیم. از ثَری تا ثریّا دلهای بی قرارمان
شیدای یک نگاهت ، ازسواء تا ماسواء جانهایمان نثار
مقدمت باد. ای سرخ ترین سپیده؛ تو می آیی و انتظار از
لغت نامه ها پاک می شود و ظهور تو بی تردید بزرگترین
جشن عالم خواهد بود.





